کتاب داستان

داستان زیبای سگ باهوش

سگی بود به نام لوسی که با صاحب خودش در خانه ای زیبا و بزرگ زندگی می کرد. صاحب سگ سارا نام داشت و رابطه خوبی با لوسی داشت. با هم به صحرا می رفتند و بازی می کردند. سارا توپ را به دوردست پرتاب می کرد و لوسی با شیطنت خودش به دنبال توپ می رفت و آن را برای سارا بر می گرداند.

یک روز که مثل همیشه با هم مشغول بازی و گشت و گذار بودند، ناگهان لوسی به سمتی دیگر رفت و معلوم بود که تمام توجهش به چیزی جلب شده و صدای سارا را نمی شنود. سارا هم با کنجکاوی تمام به دنبال لوسی دوید و فهمید که لوسی یک کیف پیدا کرده.

سارا دستی روی سر لوسی کشید و تشویقش کرد.

خیلی دوست داشت بفهمد داخل کیف چه چیزی هست و نمی توانست بی تفاوت از کنار آن بگذرد. برای همین کیف را باز کرد و کلی پول داخل آن دید.

سارا پیش خودش فکر کرد که به آرزوی خود رسیده و می تونه با پول هایی که درون این کیف هست برای خود و لوسی کلی چیز بخرد. توی همین افکار غرق بود که صدای پارس لوسی رشته افکارش رو پاره کرد و کمی به خودش اومد.

لوسی با بو کردن مدام زمین و جست و خیز های خودش به سارا نشون داد که باید دنبال صاحبش بگردند و کیف را به او تحویل بدهند.

سارا باز هم سگ باهوش و بازیگوش خودش رو تشویق کرد و با او به جست و جوی صاحب کیف پرداخت.

تالیف: پیش دبستانی آفتاب هشتم

قصه مسواک بی دندون
قصه زیبای " آقای هندوانه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *